محمد حسن سمسار

34

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

عبدى » « مسيله فخرى » و مسيله‌هاى ديگر « 58 » . بنابراين نميتوان گمان برد كه واژه « شيل » در جنوب ايران بمعنى ماهيگيرى ، و آب ماهىدار و با سيل و آب تند و جز آن است . حتى بدرستى نزديكتر است اگر بگوئيم كه واژه شيل در گويش‌هاى جنوبى وجود نداشته است . پس واژه « شيل » چه معنى و مفهومى دارد ؟ و نام سيراف چگونه پديد آمده است ؟ بررسى نوشته محمد بن محمود بن احمد طوسى در كتاب عجايب المخلوقات ، و سپس توضيحات ياقوت حموى در معجم البلدان موضوع را روشن مىكند . اين دو نويسنده نام سيراف را « شيراو » و « شيرآب » ميدانند ، كه پس از دگرگونى سرانجام سيراف شده است . اما بر خلاف تصور اين دو نويسنده « شير » ى كه نخستين بخش نام « شيرآب » را تشكيل ميدهد « شير » خوراكى نيست . براى شناخت معنى واژه « شير » در نام « شيرآب » كه پس از دگرگونى به « سير » تبديل گرديده ، بايستى ببررسى نامهاى جغرافيائى مشابه بپردازيم ، كه با واژه « شير » يا « سير » آغاز ميگردد ، و يا پايان مىيابد . پاره‌اى از اين نامها عبارتند از : سيرجان گواشير نرماشير بهمن شير بردسير و جز آن اين نامها چگونه بوجود آمدند ؟

--> ( 58 ) - فرهنگ جغرافيائى ارتش جلد 7 ص 222 .